اولین سال تولد عمرم
سلام عزیز دلم
اولین بهار عمرت رو در تاریخ دوم بهمن (2/11/93) جشن گرفتیم.
به امید خدا صدمین بهار زندگیت رو در کنار هم جشن بگیریم. عسلم خیلی دوستت دارم.
هر چی بزرگتر می شی عزیز تر می شوی.
تولد روز پنجشنبه بود چون مامان جون اینها بتونن بعد از کلاس های خاله فائزه از ایرانشهر راه بیوفتند و برسن. تقریبا ظهر پنجشنبه رسیدن و ظهر جمعه به خاطر کلاس های خاله جون برگشتند.
تولد این سالت بابا عباس خیلی کار داشت واسه همین تمام کارها گردن خودم افتاد و مجبور شدم خودم تنهایی تمام خرید ها و کارهای تولدت را انجام بدم.
مهمان ها: مامان جون زهرا، خاله فائزه، بابا جوم محمد و دایی علیرضا
مامان جون صغری، بابا جون حسن، عمو بهزاد
کارن، عمه فاطی، امیر آقا
آرین، عمو ستار، زن عمو محدثه
پارمیس، خاله مهدیه، آقا بنیامین
نه نه صاحب جان، دایی ابوالحسن
نورا، ایلیا، زن دایی سمیه و دایی مصطفی
امیر محمد، شیما، علی، زن عمو شمسی و عمو مهدی
من و بابا و آیلین جون هم بودیم 

عکس های تولدت رو هم بعد می گذارم عزیز دلم


اولین سال تولد عمرم 

